گروه حسابداري استان سمنان(فني و حرفه اي)

پذیرش۱۲۵۱ مصدوم زلزله غرب کشور در بیمارستان آیت الله طالقانی کرمانشاه

سلامت نیوز:رییس بیمارستان آیت الله طالقانی کرمانشاه گفت: از زمان وقوع زلزله غرب کشور تا کنون ۱۲۵۱ نفر در این بیمارستان پذیرش شده‌اند که ۲۲۹ نفر از آنان به بیمارستان‌های استان‌های کرمانشاه، تهران، البرز و همدان اعزام شدند و در حال حاضر ۲۱ نفر از مصدومان هنوز در این بیمارستان بستری و تحت درمان هستند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا دکتر خسرو فرهادی افزود: ۵۲۶ عمل جراحی برای مصدومان زلزله غرب کشور انجام و برای اسکان آنها و همراهانشان نقاهتگاه بیمارستان امام علی(ع) و همراه‌سرای بیمارستان آیت الله طالقانی کرمانشاه با امکانات رفاهی مناسب در نظر گرفته شد.

وی با بیان اینکه در بین مصدومانی که هنوز بستری هستند، سه نفر دچار قطع نخاع شده‌اند و نیاز به فیزیوتراپی دارند،گفت: در حال حاضر هفت نفر در بخش ارتوپدی، پنج نفر در بخش مغز و اعصاب، شش نفر در بخش جراحی، دو نفر در بخش مراقبت های ویژه آی سی یو و یک نفر در بخش اورژانس ارتوپدی بستری است.

رییس بیمارستان آیت الله طالقانی با اشاره به وجود ۲۱۵ تخت مصوب در این بیمارستان اظهارکرد: ضریب اشغال این بیمارستان که مرکز ترومای استان به حساب می آید، در شرایط عادی حدود ۱۰۰ درصد است اما از زمان وقوع زلزله، شرایط بیمارستان و تخت‌های بیمارستانی مدیریت و بیماران غیراورژانسی ترخیص شدند.

فرهادی افزود: به دلیل آمادگی بالای بیمارستان آیت الله طالقانی و تامین دارو، تجهیزات و وسایل مورد نیاز برای ایام اربعین حسینی، ارائه خدمات به مصدومان زلزله غرب کشور برای ما دشوار نبود ضمن اینکه به فاصله یک ساعت پس از وقوع زلزله، تیم مدیریت بحران بیمارستان تشکیل شد و جراحان، پزشکان و پرستاران و نیروهای این مرکز، ۴۸ ساعت را بدون وقفه کار کردند.

وی به عیادت رییس جمهوراز مصدومان زلزله غرب کشور در بیمارستان آیت الله طالقانی کرمانشاه و ابراز رضایت وی اشاره کرد و گفت: در آن زمان حتی پرستاران و پزشکان داوطلب و بازنشسته برای خدمت رسانی اعلام آمادگی کردند. در روزهای پس از زلزله، پزشکان متخصص از دانشگاه‌های علوم پزشکی کردستان، همدان و شهید بهشتی در این بیمارستان حضور یافتند.

فرهادی با بیان اینکه تمام خدمات ارائه شده به مصدومان زلزله غرب کشور رایگان بود و مراقبت‌های مورد نیاز در ماه های آینده نیز به صورت رایگان ارائه می‌شود،اظهارکرد: خیرین، حمایت‌های بسیار خوبی از مصدومان زلزله غرب کشور داشتند و اقدام به کمک‌های نقدی، خرید وسایل زندگی و تهیه غذا برای آنان کردند و بخشی از این کمک‌ها به منظور توزیع عادلانه‌تر توسط پرسنل این بیمارستان، توزیع می‌شد.

وی در پایان یادآور شد: علاوه بر بیمارانی که خودشان به بیمارستان آیت الله طالقانی کرمانشاه مراجعه می‌کنند، هر10 تا ۱۵ دقیقه یک آمبولانس حامل مصدوم حوادث و سوانح به آن وارد می‌شود اما در زمان وقوع زلزله بسیاری از بیماران، خودشان بیمارستان را ترک کردند تا تخت‌ها برای پذیرش مصدومان زلزله، خالی و آماده باشد.


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۵:۱۷:۵۵ توسط:semaccountinggroupep موضوع:

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان 

مروری خواهیم داشت بر رازهای زندگی شخصی ستاره های معروف و نامدار که در رسانه ها کمتر درمورد آنها پرداخته شده هست. سبک زندگی هر روز بزرگان خیلی عجیب هست. برخی هایشان به هیچ قانونی پایبند نبوده اند و بر مبنای “هرچه پیش آید خوش آید” عمل می کرده اند, برخی هاي دیگر هم نه, مثلاً “چارلز دیکنز”

 

وقتی چیزی برای نوشتن نداشت, بازهم پشت میزش می نشست و آنقدر یک کاغذ را خط خطی میکرد تا دوران تنظیم شده اش بگذرد و بکار بعدی اش برسد اما همه ی چیز فقط به خط خطی کردن کاغذها ختم نمیشود.برخی از شخصیت هاي سرشناس مجذوب حیوانات بوده اند و برخی هایشان سبک عجیب غریبی در خوردن قهوه و حتی غذا داشتند

 

و برخی هایشان مانند “ساموئل جانسون” در قرن هجدهم خودشان را موظف میکردند که شبها زیر نور شمع بنویسند! اینبار مروری کرده ایم بر سبک زندگی برخی از انها, دریک دسته بندی خیلی ساده.

 

در ارتفاع نویسی ها

تامس وولف

آقای “وولف” کجا می‌نوشت؟ روی یخچال! چرا؟ چون قدش بلند بود. گویا نزدیک دو متر… چیزی حدود 198 سانتی متر. مسلما او هیچگاه نتوانسته بود میز و صندلی مناسب قدش را پیدا کند.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهانبهمین خاطر, بالای یخچالشان رابه یک میز تبدیل کرده بودو کاغذهایش را روی آن می گذاشت و کنارش می ایستاد و مینوشت. کلا یکی از مهم‌ترین محل هاي کارش همین آشپزخانه بود, چون گاهی اوقات, تایپیستی به کمکش می آمد و کاغذهای شب قبلش راکه در آشپزخانه اکران و پلا بود, جمع می‌کرد تا وولف بتواند مجدد تا نیمه هاي شب مشغول نوشتن شود.

 

ارنست همینگوی

“همینگوی” هم که ما بیشتر وی را با ترجمه سرشناس استاد نجف دریابندری از “پیرمرد و دریا” می شناسیم, ازآن کسانی بود که ایستاده مینوشت, البته سبک نوشتن او کمی پیچیده تر و ناب تر از آقای وولف هست. او اتومبیل تحریرش را گذاشته بود روی یک قفسه کتاب که ارتفاعش تا سینه اش می‌رسید.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

بعد همان جا ایستاده مینوشت. ضمن این‌که, پیش نویس هاي کتاب هایش رابا مداد مینوشت و وقتی می‌دید که کار نوشتنش مفید پیش میرود, می رفت سراغ خودرو تحریر. اگرهم مفید پیش نمی رفت, سری می زد به نامه ها و بعد مجدد مشغول کار می شد.

 

قهوه نوش هاي قهار

مارسل پروست

انتظار عجیبی نیست که نویسنده رمان هفت جلدی “در جست و جوی دوران از دست رفته” عادات و سبک زندگی خاصی داشته باشد. “پروست” بعد از بیدار شدن از خواب و انجام برخی کارها برای درمان تنگی نفسش, زنگ رابه صدا در می آورد تا خدمتکارش قهوه بیاورد.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهاندر ظرف خدمتکار, یک قهوه جوش نقره قرار داشت که در آن به اندازه دو فنجان قهوه غلیظ ریخته شده بود, به همراه یک تنگ چینی دردار که داخلش پر از شیر داغ بودو یک نان “کروسان” و یک نعلبکی همیشگی. خدمتکار وظیفه اش این بوده که کل این ظروف را آرام روی میز بگذارد و برود. بعد, پروست خودش شیرقهوه اش را درست می‌کرد.

 

وقتی نان کروسانش تمام می شد, یک‌بار دیگر زنگ می زد. خدمتکار خودش میدانست که همین اکنون نوبت نان دوم هست و البته یک ظرف دیگر شیر داغ. باورتان میشود که این کل غذای پروست در طول یک روز بوده؟

 

سورن کی‌یرکه‌گور

50 فنجان و نعلبکی, یکی از مهمترین دارایی هاي آقای فیلسوف فرانسوی بود. چرا؟ چون کی‌یرکه‌گور عادت داشت قهوه اش را هر دوران در یکی از این‌ها بخورد.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

ماجرا از این قرار هست که منشی او, “ایسرائل لوین” موظف بود هر دوران گذشته از حاضر شدن قهوه, متناسب با حال و هوای خودش یکی از این فنجان و نعلبکی ها را انتخاب کند و بعد علت انتخابش را برای کی‌ِیر‌که‌گور توضیح می داد در حدی که فیلسوف بزرگ باید قانع می شد. بعد کی‌یرکه‌گور یک بسته شکر در آن می ریخت تا حدی که به لبه اش برسد.

 

بعد قهوه سیاه و غلیظ را آرام روی آن شکرها می ریخت تا در هم حل شوند و بالاخره جناب استاد, راضی به نوشیدن آن شوند. راستی, یکیدیگر از عادت هاي عجیب او, سرو شدیدش به پیاده روی بود که در طول همین مسیر ایده ها به ذهنش می‌رسید.

 

اونوره دو بالزاک

این نویسنده فرانسوی که تا حد مقدور از خودش کار کشیده بود, به نوعی یک معتاد به قهوه بود, برخی افراد میگویند هیچکس بیشتر از او قهوه ننوشیده و حتی برخی هاي دیگر عامل مرگش را همین قهوه خوردن ها با شکم خالی می‌دانند.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

“بالزاک” حدود ساعت 18, شام سبکی می خورده و بعد می خوابیده. ساعت یک نیمه شب هم از خواب بیدار می شده و هفت ساعت تمام مشغول کار و نوشتن بوده. بعد ساعت هشت صبح مجدد می خوابیده و از حدود نه و نیم صبح, تا ساعت چهار بازهم مشغول کار می شده. چه چیزی وی را سر حال می آورده

 

و خلاقیتش رابه کار می انداخته؟ قهوه. گویا او هر روز حدود 50 فنجان قهوه می خورده و همه ی اش رابا حساسیت هاي مخصوصاً در انتخاب نوع دانه هاي قهوه‌ي خودش درست می کرده.

 

محو در دود و دم

ایمانوئل کانت

این فیلسوف, معتاد به سیگار و پیپ و… نبوده اما عادت بامزه و دوران خاصی برای پیپ کشیدن هایش داشته هست. کانت هر روز ساعت پنج صبح از خواب بیدار می شد. از گذشته هم به خدمتکارش دستور داده بود که اگر بیشتر از این دوران خوابید, موظف هست که بیدارش کند و اصلا اجازه خواب بیشتر به او ندهد! بعد یکی دو فنجان چای کمرنگ می نوشیده و پیپ می کشیده.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

قانون زندگی اش این بوده که فقط روزی یک شماره پیپ بکشد اما لابد در طول سال‌ها میلش به پیپ بیشتر شده بوده که تصمیم گرفته مدام کاسه پیپ هایش را بزرگ و بزرگتر کند ولی ازآن یک پیپ تجاوز نکند. مابقی زندگی هر روز اش هم طبق نظم ناب خودش پیش می رفت: مراقبه, حاضر شدن برای درس آن روز, آغاز کلاس ها از هفت صبح تا 11, ناهار و… .

 

زیگموند فروید

هر قدر هم که اهل روان شناسی نباشیم, نظریات “فروید” و احتمالا شاگردش “یونگ” را چندان شنیده ایم. آقای فروید ازآن دسته روان شناسانی بوده که با سیگار آرام می شده. عادت سیگار کشیدن او تقریباً از میانه دهه 20 زندگی اش آغاز شده و دیگر کار به جایی رسیده بود که تقریباً هر روز 20 سیگار برگ دود میکرد.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهانبدآموزی دارد اما شما نشنیده و ندیده بگیرید این قصه راکه یکبار فروید به خواهرزاده اش گفته بود: “سیگار کشیدن یکی از بزرگترین و ارزانترین لذات زندگی هست…” قطعا کلی چیزهای جذاب و البته آموزنده«!» هم در سبک زندگی هر روز فروید وجوددارد؛ از قدم زدن هاي سریعا و طولانی, گرد آوری قارچ و توت فرنگی در تعطیلات, بهرهگیری نکردن از مشروب, مطالعات و فکرکردن هاي طولانی و…

 

توماس مان

آقای نویسنده اهل سیگار کشیدن بود اما میلش به سیگار را نظارت میکرد و از قانونی که برای خودش تعیین کرده بود, تخطی نمیکرد. او ساعت هشت صبح از خواب بیدار می شد و قهوه اي با همسرش می‌نوشید و دوشی می‌گرفت و راس نه به اتاق کارش می رفت و تا ظهر فقط و فقط کار می‌کرد.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

هیچکس هم حق نداشت دراین بازه زمانی مزاحمش شود. بعد ازآن, ناهار خوردن را آغاز می‌کرد و نخستین سیگار برگش را می‌کشید, البته او هنگام نوشتن هم سیگار میکشید اما همه ی چیز قانون داشت؛ او در روز حداکثر 12 سیگار معمولی و دو سیگار برگ می‌کشید. این همه ی قانون‌مندی فقط درمورد سیگار نبوده,

 

چون مابقی روزش هم طبق قوانین مشخصی پیش می رفت؛ روزنامه و کتاب خواندن تا ساعت چهار بعد از ظهر, رفتن به پیاده روی حوالی ساعت هشت شب و… .

 

زیر دوش آب!

بنجامین فرانکلین

این مرد همه ی فن رقیب, ازآن دسته افراد مقرراتی بوده که حتی عکس برنامه ریزی هاي هر روز اش هم باقیمانده که کاملا در هر ساعت از روز چه کار می کرده و با خودش قرار می گذاشته که در طول یک برنامه سیزده هفته اي, در هر هفته به برخی از فضایل اخلاقی پایبند بماند. او خلاف دیگران معتقد بوده که حمام آب سرد باعث میشود شوک زیادی به شخص وارد شود.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان
پس یک جای گزین جالب تر برای آن پیدا می‌کند؛ او با هوای سرد حمام می گرفته هست؛ یعنی هر روز صبح بیدار می شده و حدود 30 دقیقه تا یک ساعت, بدون هیچ لباسی در اتاقش مشغول مطالعه و نوشتن می شده و این به نوعی همان حمام هوای هر روز اش بوده!

 

بتهوون

آداب حمام رفتن “بتهوون” آنقدر عجیب هست که نمیشود ازآن ذکر نکرد. حمام یکی از مهمترین ضروریات زندگی بتهوون بود. شاگرد و منشی اش تعریف میکند که اگر او در ساعات کاری صبح بیرون نمی رفت, نیمه لخت جلوی روشویی می ایستاد و پارچ پارچ روی دست هایش آب می ریخت و آواز می‌خواهند و..

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهانبعد دور اتاقش قدم می زد و به این طرف و آن طرف نگاه میکرد و گاهی هم به جایی خیره می شد و ناگهان چیزی مینوشت. مجدد آب می ریخت و مجدد آواز میخواند و… خلاصه این چرخه تکرار می شد. مسئله این جاست که گویا کسی دوست نداشته که منزل اش رابه بتهوون اجاره بدهد, چون حتماً سقف منزل نشست می کرده و طبقه پایینی ها به مشکل می‌خورند.

 

وودی آلن

شاید ما “وودی آلن” را بیشتر از همه ی با فیلم هایش بشناسیم اما حتماً می‌دانید که او نویسنده هم هست! این مرد عینکی بانمک و خلاق, مجذوب دوش گرفتن در هوای سرد هست. وودی آلن, طبق معمول لباس پوشیده و حاضر و مرتب, مشغول کار میشود و برای این‌که خلاقیتش بیشتر شود, دوش میگیرد.

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

مسلما لباسهای کارش را در می آورد, بعد برای خودش یک غذایی کوچکی مانند یک لقمه نان, حاضر می‌کند و یک جورهایی بدنش را در دسترس هوای سرد قرار میدهد و بعد یکراست میرود زیر دوش آب داغی که بخار ازآن بلند می‌شود. زیر آن بخارها و داخل آب گرم, نیم ساعت تا 45 دقیقه می‌ایستد و فقط ایده می پروراند. بعد هم از حمام بیرون می‌آید و خودش را خشک میکند و یله میوفتد روی تخت و بازهم فکر میکند.

 

بوی سیب گندیده

فردریش شیلر

برخی افراد عادات خیلی عجیب غریبی داشته اند؛ مثلاً “فردریش شیلر” که شاعر و فیلسوف و… بوده, عادت داشت در میز کشوی کارش سیب هاي گندیده داشته باشد تا وقتی هنگام شب مشغول نوشتن میشود, آن ساعت ها رابا کمک قهوه و شکلات و دود و بوی سیب گندیده سپری کند!

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهانمزاحم نشوید!

ژرژ سیمنون

“ژرژ سیمنون” ازآن دسته نویسنده هاي پرکاری هست که بیش از 200 رمان دارد و کلی حکايت و… برنامه ریزی او چطور بوده؟ هر وقت سیمنون پشت خودرو تحریرش می نشست, 90 صفحه مینوشت و هیچ کدام را هم اصلاح نمی‌کرد. پشت در اتاقش هم یک تابلو می زد که “مزاحم نشوید”. او حتی عادت داشت, در طول زمانی که یک رمان را مینویسد, لباسش را اصلا عوض نکند!

مروری بر رازهای شخصی ستاره های مشهور جهان

 

 


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۵۶:۵۰ توسط:semaccountinggroupep موضوع:

مراقب عوارض چشمی جراحی زیبایی صورت باشید

سلامت نیوز: دبیر علمی انجمن جراحان پلاستیک و ترمیمی چشم ایران، گفت: شایع ترین عوارض ناشی از تزریق، افتادگی پلک ها، عدم بسته شدن پلک ها، انسداد مجرای چشمی و ریزش مداوم اشک است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، دکتر محسن بهمنی کشکولی در آستانه برگزاری بیست و هفتمین کنگره سالیانه چشم پزشکی ایران، عوارض جراحی های زیبایی و ترمیمی صورت بر روی چشم و اطراف چشم اشاره کرد و افزود: هر گونه عمل جراحی و غیر جراحی در نواحی میانی و فوقانی صورت، بر روی چشم و ارگان های چشم دخالت دارد.

وی، بر ضرورت پیشگیری از عوارض چشمی این قبیل جراحی های زیبایی صورت تاکید کرد و گفت: جراحی های زیبایی در ناحیه پلک ها، ابروها و گونه ها و پیشانی، می تواند بینایی را تحت تاثیر قرار دهد.

دبیر علمی انجمن جراحان پلاستیک و ترمیمی چشم ایران، اظهارداشت: ما نمی گوییم چه کسی باید در کجای صورت جراحی کند، اما اگر قرار است جراحی یا تزریق از پیشانی تا گونه صورت بگیرد، قبل از آن بهتر است با معاینه چشم پزشکی همراه باشد.

به گفته وی، خشکی چشم، اشک ریزش، تغییر غیر طبیعی محل پلک ها مژه ها، دوبینی، کاهش دید و...، از جمله عوارض ناشی از جراحی و تزریق است.

بهمنی کشکولی با اعلام اینکه جراحی و تزریق هر دو عارضه چشمی می تواند به دنبال داشته باشد، افزود: چون تعداد کارهای غیر جراحی مثل بوتاکس، فیلر و...، بیشتر است، در نتیجه این قبیل کارها بیشتر عارضه دارد. در عین حال، عوارض ناشی از جراحی بر روی چشم و اطراف چشم، خیلی جدی تر است.

مسئول گروه های تخصصی جراحی پلاستیک و ترمیمی چشم در کنگره امسال چشم پزشکی ایران، ادامه داد: شایع ترین عوارض ناشی از تزریق، افتادگی پلک ها، عدم بسته شدن پلک ها، انسداد مجرای چشمی و ریزش مداوم اشک است.

وی در ارتباط با ماندگاری عوارض تزریق بر روی چشم و بینایی فرد، گفت: عارضه چشمی ناشی از بوتاکس بر می گردد، اما عوارض ژل های غیر استاندارد ماندگار است.


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۴ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۳۸:۳۶ توسط:semaccountinggroupep موضوع:

عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)

عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)

عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها «343»

تازه ترین عکسهای دیدنی بازیگران و چهره هاي مشهور ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام را میتوانید در آلبوم تصویری جذاب زیر مشاهده نمایید.

 

گریم دیدنی و متفاوت آرش مجیدی در کار جدیدش پست ابتدایی مقاله امروزمان هست. فیلمی که با دقت به گریم می توان خیال زد حکایت آن مربوط به سال هاي دهه پنجاه هست.

عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)رفقای فرهاد قائمی نامردی کرده اند و وی را به رقیب فروخته اند. «خلاصه ي متن»
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)نورمال دی شبنم قلیخانی و مارال فرجاد در یک کافه سرسبز.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)دیروز تولد سیبیلوی مهربانِ موسیقی ایران, بهنام جان بانی بود که امید حاجلی آن گونه به وی تبریک گفته هست.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)عادل خان فردوسی پور هم روز قبل 44 ساله شد که پست تبریک علی انصاریان به این مناسبت را دیدن می‌کنید. تبریک به عادل عزیز و آرزوی موفقیت برای او در سال هاي آینده. امیدواریم عادل به زودی اکسیر و رازی که وی را در 25 سالگی متوقف کرده هست را لو بدهد.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)واقعا چه در سر یک بانو بازیگر قبل که باعث شده در برابر دوربین موبایل دوستش چنین ژستی بگیرد و آن را بدون توضیح در اینستاگرام بگذارد؟
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)عکس دسته جمعی عوامل سریال جدید منوچهر هادی به اسم /پاهای بی قرار/ با حضور لیندا کیانی, حمید گودرزی, یکتا ناصر و سایر عزیزان. سوفیا بانوِ هادی هم در عکس حضور دارد و در آغوش لیندا جا خوش کرده هست.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)گل سرسبد تولد هاي دیروز, تولد حمید خان جبلی بود. تبریک بی اتمام به استاد تکرار نشدنی ژانر طفل و نوجوان. آرزوی سلامتی و طول عمر دایم برای حمید خان عزیز.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)تولدی دیگر! در پشت صحنه سریال شهرزاد, متعلق به امیرحسین فتحی. با حضور رضا کیانیان, پریناز ایزدیار, عبدالله اسکندری, مصطفی زمانی و سایر همکاران. تبریک به این بازیگر جوان و خوش ژن سینما و تلویزیون.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)امیرعلی دانایی کپشن را طوری نخست کرده که آدم در نگاه اول فکر می‌کند بچه خودش هست ولی خب بعداً متوجه می‌شویم که خواهر زاده اش هست. قدمش مبارک باشد.

عکس های بازیگران

عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)تبریک فراوان به تیم ملی ووشوی ایران که در مسابقات جهانی کولاک کردند و کلکسیونی از مدال هاي رنگارنگ به ارمغان آوردند. و تشکر ویژه از الهه منصوریان که مدال طلای با ارزش خود را به یک موسسه خیریه هدیه داد.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)اشکان خطیبی در کشور آلمان به پیشباز پاییز رفته هست
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)همان طور که شاهد هستید فریبرز عرب نیا از اینستاگرام خود بعنوان آینه توالت بهره گیری می کند و پیش از اصلاح صورت, خود را در آن ورانداز می کند.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)کمند امیرسلیمانی در کنار مسخره بازیِ جدید شمال شهری ها که به تقلید از پل عشقِ پاریس, یک دیوار حصار فلزی تعبیه کرده اند و آرزو هایشان را به آن گره می‌زنند تا دیگری بیاید و انها را بگشاید.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)تکواند, شورای شهر, سینما و اکنون سوار کاری. باریکلا هادی جان با همین تنوع ادامه بده تا امیدوارم در سال های آتی در برنامه آشپزی ببینیمت.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)مریم کاویانی با این پست و این فیسِ معصومانه تمام کوشش خود را کرده هست که به شما عزیزان انگیزه و امید انتقال دهد. اکنون با این که چقدر پیروز بوده, کاری نداریم.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)جانور خانگی جدید علی اوجی که از این به بعد یکی از ابزار جدید زخم کردنِ اینستاگرام خواهد بود.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)سلفی رامبد جوان با تماشاگران یکی از توزیع هاي مردمیِ /نگار/ در یکی از سینما هاي استان تهران. رامبد جوان نمی خواهد قبول کند که فیلمش شکست خورده هست و تا لحظه پایان امیدوارانه به توزیع ها خواهد رفت.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)سارا بانو تا زمانی که فینگیلیش تایپ کنی مطمئن باش دعاهای این ملت پشت سرت نخواهد بود. «به اعصاب خود مسط می‌شود»
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)نادیا جون سوژه هاي بکر تری برای نقاشی از آزاده نامداری وجود داشت. یک سرچ ساده در اینترنت بزن به عکس هایش می رسي.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)کمیاب سلیمانی در حال به سر کردم ایام خوش در کنار دوستش. منظورش شراره رخام هست.

تصاویر بازیگران 

عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)متین ستوده در حال تبلیغ کردن مزون لباس دختر خاله اش «احتمالا».
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)سلفی روناک یونسی در کنار همسر و فرزند تازه مولود اش. روناک جان آپدیت کن, کلی افکت جدید آمده, این تاج گل ها مربوط به نسل اول افکت هاي اینستاگرام بود.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)مجید قناد و میرطاهر مظلومی در یک استودیوی رادویی.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)وقتی چهره ها در زیر عکسهای در اشاره به محل مورد نظر می نویسند /همین نزدیکیها/, بدان منظورشان یا ترکیه هست, یا ارمنستان.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)الهام پاوه نژاد عکسی قدیمی مربوط به سال 87 از پشت صحنه یک نمایش به اشتراک گذاشته هست. در کنار الهام کردا و رویا میرعلمی. در زمانی که هنوز سلفی به وجود نیامده بود و مردم با دیدن دوربین در دست یک نفر, به سمت فرد شیرجه نمیزدند.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)عکسی بی نظیر خوشگل از یک طبیعت ناب که بدبختانه آزاده زارعی با حضور بد موقع خود آن را خراب کرده هست.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)خاطره بازی بهنوش بختیاری با این عکس در کنار بانو فریماه فرجامی. بهنوش جان فریماه فرجامی که سهل هست, عکس در کنار مارلون براندو هم بگذاری تاثیری در کمرنگ شدن تبعات تیزر تبلغاتی جدیدتان نخواهد داشت.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)امیرحسین صدیق عکسی از خود در یک فیلم سینمایی جدید به اشتراک گذاشته هست. فیلمِ /ماه در مه/ به کارگردانی علیرضا روشن که قطعا آن علیرضا روشنِ شاعر نیست. شاعر مشهور یا شعر ماندگارِ /یارم نیامد, کودکی را در کوچه زدم/. بله.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)بابک جهانبخش در ادامه تور اروپاگردی خود وارد اسپانیا و بارسلون شد. بابک زمان خوبی را برای سفر به کاتالونیا گزینه نکرده هست!
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)سوشا مکانی و رفیق جدیدش, زحمت پیام اخلاقی این هفته را کشیدند.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)مجید جان شما از رفیقت پشتیبانی نکنی خیلی سنگین تری. از هزار تا ویرانی هم بدتر بود.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)امیرحسین رستمی در انتظار واریز سهام عدالت.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)کامران نجف زاده با این پست تمام کوشش خودش را کرده که تصویری فیلسوفانه و اندیشمند از خود به نمایش بگذارد, ولی خب تلاش هایش کافی نبوده هست.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)شقایق فراهانی رفته رفته دارد خودش به یکی از انگیزه هاي مردم برای پشت نویسی ماشینشان تبدیل می شود.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)حدیث میرامینی و همسر جان در حال گذراندن تعطیلات در شمال خود ما. جان؟ عجیب هست یک زوج مشهور در میهن تفریح کنند؟! مثبت نگاه کنید, احتمالاً شاه داماد اتمام خدمت ندارد!
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)صفحه ترانه علیدوستی برای ساعاتی هک شده بود که به کمک دوستانش بازگردانده شد. همین, خبر دیگری نیست. مرغ هم کمی گران شده.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)نوید محمدزاده سخن از زبان ما گفته هست و چه مفید گفته هست.
عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)عکسی که ملاحظه می کنید مربوط به شیربچه هاي فوتبال نوجوان ایران هست که در روزهای آتی بازی هاي جام جهانی هند را در پیش رو دارند. عکسی که صفحه رسمی جام جهانی به اشتراک گذاشته هست. برای این عزیزان هم آرزوی موفقیت داریم, نسلی که در بازی هاي جدید نشان داده حرف هاي زیادی برای گفتن دارد و در آینده از انها چندان خواهیم شنید.

عکس های بازیگران و خبرهای جدید از چهره ها (343)

 

مطالب مرتبط :

عکس های بازیگران و سوژه های جدید ستاره ها «342»

عکس های بازیگران +خبرهای تازه از ستاره ها «341»

عکس های بازیگران +خبرهای تازه از هنرمندان «340»

عکس های بازیگران و خبرهای داغ از سلبریتی ها «339»

 

 


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۳ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۴۰:۴۴ توسط:semaccountinggroupep موضوع:

هیأتی متفاوت در کوره پزخانه‌های حاشیه تهران

سلامت نیوز:توی همه هیأت‌های عزاداری، شوروشوق بچه‌ها برای عزاداری و کارهای فوق برنامه، وصف نشدنی است. آن‌ها از بزرگ‌ترها هم بیشتر دوست دارند که کمک کنند.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه صبح نو نوشت: این حس در تمام بچه‌ها وجود دارد، حتی بچه‌های کار. شاید به خاطر همین است که یک گروه جهادی به نام گروه «حنیفا» مدد کرده تا به بچه‌های کار و خیابانی که در کوره‌های آجرپزی زندگی می‌کنند، کمک کنند تا هیأت خود را راه بیاندازند؛ اولین هیأت عزاداری کودکان کار را.

اولین گروه عزاداری کودکان کار، این روزها در کوره‌های آجرپزی شمس‌آباد، تشکیل شده است. برای رسیدن به کوره آجرپزی عرب که یکی از کوره‌های آجرپزی شمس‌آباد و محل برگزاری مراسم عزاداری است، باید از خیابان خاکی شمس‌آباد، از درختان تبریزی پرشمار و زمین‌های کشاورزی عبور کنیم و به سمت گلدسته بپیچیم. هوا در ابتدای خیابان شمس‌آباد خنک است. زمین‌های کشاورزی و جوی آبی که از کنار جاده عبور می‌کند هوا را مطبوع کرده‌است. پشت درختان تنومند، هیبت گلی بلند و سر به فلک کشیده کوره‌های آجرپزی خودشان را نشان می‌دهند. برخلاف مزارع پایین، هوا در این قسمت گرم است و اثری از درخت در این قسمت دیده نمی‌شود. گودال‌های عمیق و چند هزار متری، رنگ خاکی مطلق، سرهای تراشیده شده پسربچه‌ها، زنان لاغر و آفتاب سوخته که کنار خیابان خاکی به تماشا نشسته‌اند، تنها منظره مشترک همه کوره‌هاست.
اهالی با نگاه‌های عمیق که تا پشت سرمان هم ادامه دارد، هر تازه‌واردی را نگاه می‌کنند. کوره «عرب» در خیابانی فرعی قرار دارد. به نزدیکی کوره که می‌رسیم، از دور صدای طبل شنیده می‌شود. نزدیک‌تر که می‌رویم، هیأت عزاداری بچه‌های کار دیده می‌شود. همه بچه‌ها لباس‌های مشکی یک شکل پوشیده‌اند. با چفیه‌های مشکی سرشان را پوشانده‌اند و همگی دستبندهای سبز «یا حسین» به دست بسته‌اند. تعداد پسر بچه‌ها به
ده‌-دوازده نفر می‌رسد. دخترهای کوچک‌تر هم لباس یک دست سفید پوشیده‌اند و سر بند سبز به سر بسته‌اند. یک طبل بزرگ، یک طبل کوچکتر، یک‌سنج و پنج، شش تا پرچم، وسایل و ادوات هیأت عزاداری بچه‌های کار است. کمی دورتر، اعضای گروه جهادی حنیفا، بچه‌ها را برای بیرون رفتن، آماده می‌کنند. در بک‌گراند هیأت عزاداری، مادران به تماشا نشسته‌اند. در نگاه همه‌شان عشق و سپاسگزاری دیده می‌شود.

با یارانه زندگی می‌کنیم


پدران ومادران همه بچه‌های هیأت، از کارگران کوره آجرپزی هستند. خانه همه‌شان در کنار کوره است. یک خیابان کوچک و خاکی، کوچه خانه آن‌هاست. در کوچه خاکی، اتاقک‌های ده، دوازده متری قرار دارد. در همه اتاق‌ها آهنی و آبی‌رنگ است و روی اغلب آن‌ها با رنگ قرمز نوشته‌شده است: «پرسپولیس قهرمان». وسایل خانه‌ها محقر است. چند دست رختخواب، کمد چوبی، یخچال و یک زیرانداز از وسایل خانه هستند. آشپزخانه، اتاق‌خواب و پذیرایی در همین اتاق کوچک است. همه اعضای خانواده در این اتاق می‌خوابند و می‌خورند. چند شیر آب در ابتدای کوچه خاکی قرار دارد. همه خانواده‌ها برای شست‌وشو به همین چند شیر آب رجوع می‌کنند. دستشویی مشترک و در انتهای کوچه و چند حمام تازه‌ساز هم در کنار دستشویی‌ها دیده می‌شوند. خانواده‌هایی از مشهد، گرگان و کردستان در این کوچه زندگی می‌کنند. اعضای خانواده‌ها با سروصدای بچه‌ها از خانه‌ها بیرون آمده‌اند. فرقی ندارد که کوچک یا بزرگ، به هر تازه‌واردی سلام می‌دهند. فاطمه خانم، مادر یکی از بچه‌هاست. او در حال شستن سیب‌زمینی‌هایی است که گروه حنیفا برای ناهار اعضای هیأت آورده‌اند. بچه‌ها برای ناهار، سیب‌زمینی و تخم‌مرغ آب‌پز دارند. فاطمه تعریف می‌کند: «آجرپزی عرب چند سالی است که تعطیل‌شده. این آجرپزی درواقع یکی از کوره‌های خاموش است. ما در کوره‌های دیگر کارگری می‌کنیم. البته صاحب کوره، خانه‌ها را به ما اجاره می‌دهد.

هریک از ما ماهی 150 هزار تومان اجاره می‌دهیم. برای پول پیش هم پنج میلیون تومان داده‌ایم.» فاطمه می‌گوید: «من و شوهرم در کوره‌های دیگر کار می‌کنیم. الآن یک‌هفته‌ای است که کوره‌های دیگر هم تعطیل است. چون توی زمستان که هوا سرد است آجرها خشک نمی‌شوند. ما مجبوریم که روی زمین‌های کشاورزی کارگری کنیم یا اینکه به شمس‌آباد برویم و آنجا بساط کنیم و چیزی بفروشیم، هر چیزی که شد. البته یارانه‌مان هم است، گاهی فقط با پول یارانه زندگی می‌کنیم.» فاطمه دو تا بچه دارد، دخترش دوازده ساله است و کلاس هشتم درس می‌خواند و پسرش هم کلاس چهارم است. او درباره بچه‌هایش می‌گوید: «بچه‌هایم درس‌هایشان خیلی خوب است. دخترم که شاگرد اول است. در تابستان که بچه‌ها درس ندارند در کوره کار می‌کنند. نه من و نه شوهرم سواد نداریم، اما بچه‌ها باید درس بخوانند. من مطمئن هستم که بچه‌هایم به دانشگاه می‌روند. آن‌ها دیگر مجبور نیستند که مثل من و پدرشان این‌طوری زندگی کنند.»

شربت هیأت با پول کارگری


خانم «نسترن دانه‌کار» مسوول گروه جهادی حنیفاست. گروهی که یک سالی می‌شود به‌طور رسمی فعالیت می‌کند. گروه حنیفا کارشان را به‌عنوان اولین گروه خانم جهادی و در روستاهای اطراف کردستان شروع کردند. آن‌ها چند وقتی است که به‌طور خاص تمرکزشان را بر بچه‌های کار و کوره‌های آجرپزی گذاشته‌اند، به‌جز کوره‌های آجرپزی شمس‌آباد، کوره‌های خاوران، خلازیر و دولت‌خواه از دیگر کوره‌هایی‌اند که گروه بر روی آن‌ها تمرکز دارد. گروه جهادی حنیفا به بچه‌ها آموزش می‌دهد و برای آن‌ها کلاس‌های هنری مثل نمدکاری و گل‌چینی برگزار می‌کند و در زمان مدرسه هم، کلاس‌های فوق‌برنامه می‌گذارد. دانه‌کار کارهای هنری بچه‌ها را می‌فروشد و از درآمد به‌دست‌آمده، برای بچه‌ها وسایل می‌خرد و به آن‌ها پول‌توجیبی هم می‌دهد؛ اما ایده برگزاری هیأت عزاداری از کجا آمد؟ دانه‌کار می‌گوید: «بچه‌ها تابه‌حال هیأت نرفته‌اند و خیلی دوست داشتند که در هیأت عزاداری شرکت کنند. آن‌ها خیلی از مراسم را در تلویزیون می‌بینند. آن‌ها دوست داشتند که خودشان هیأت داشته باشند. ایده اولیه از آن‌ها بود و ما به خاطر عشق و علاقه‌شان برایشان لباس، پرچم و طبل تهیه کردیم تا آن‌ها به آرزویشان برسند.»
اولین هیأت عزاداری کودکان کار، به‌جز عزاداری، برنامه‌های دیگری هم دارد. نسترن تعریف می‌کند: «بچه‌ها دوست داشتند که خودشان هم در این کار سهیم باشند، بنابراین از همان اول بدون این‌که ما به آن‌ها بگوییم، پول‌های توجیبی‌شان را به ما دادند و خواستند که برایشان شربت بخریم تا به‌عنوان نذری در میان کوره‌ها و بچه‌های دیگر تقسیم کنند. آن‌ها کارهای دیگری هم می‌خواهند انجام دهند. قرار است که از بچه‌های کوره‌های دیگر بخواهند که به آن‌ها بپیوندند تا باهم عزاداری کنند و بعد به بچه‌ها جایزه بدهند.» دانه‌کار دلیل اشتیاق بچه‌های کوره آجرپزی عرب برای تشکیل هیأت عزاداری را این‌طور توضیح می‌دهد: «آن‌ها دوست دارند که هیأت خودشان را داشته باشند و به بچه‌های کوره‌های دیگر هم نشان دهند که می‌توانند خودشان هم برای امام حسین (ع) کاری انجام دهند.

من دوست دارم که آن‌ها در این راه بزرگ شوند و در زندگی‌شان جذب برنامه‌های حسینی شوند. به نظرم با تشکیل این هیأت و کار برای امام حسین (ع) این اتفاق می‌افتد.» رییس گروه حنیفا توضیح می‌دهد که در زمان‌هایی که بچه‌ها در کوره‌ها کار می‌کردند، زندگی‌شان خیلی سخت می‌گذشت: «در کوره‌های آجرپزی رسم این‌طور است که کارگران، بعد از 3 هزار خشت‌زنی، 2 هزار تومان مزد بگیرند؛ یعنی به ازای هر خشت 15 ریال دستمزد. بچه‌ها این توانایی را نداشتند که مثل والدینشان، خشت بزنند، توان بچه‌ها خیلی کمتر است، بعد از یک روز کاری، مبلغ خیلی کمی به آن‌ها مزد می‌دادند، ما به کمک خیرین و اعضای گروه از خانواده‌ها خواستیم که دیگر اجازه ندهند بچه‌ها به کوره بروند. خوشبختانه خانواده‌ها هم استقبال کردند و ما هم به آن‌ها کمک می‌کنیم. به آن‌ها ارزاق می‌دهیم و اگر بتوانیم کمک‌های دیگری که از دستمان برمی‌آید، هم انجام می‌دهیم.» دانه‌کار تعریف می‌کند که نسبت به سال گذشته که آن‌ها به کوره آمدند، بچه‌ها رفتارشان تغییر کرده است: «آن‌ها عزت‌نفس پیداکرده‌اند. کمال‌گرا شده‌اند. اگر کسی به آن‌ها بگوید، کودک کار، ناراحت می‌شوند. دیگر مثل بچه‌ها و کودکان دیگر به‌طرف ماشین‌هایی که برای کمک به کوره‌ها سر می‌زنند، نمی‌روند، از دور فقط تماشا می‌کنند. آن‌ها تمیزتر شده‌اند و هر شب حتماً تنشان را می‌شویند. از یک سال قبل که ما به اینجا آمده‌ایم خیلی چیزها تغییر کرده است. حرف خیلی‌هایشان این است که وقتی بزرگ شویم به اینجا می‌آییم و به بچه‌های کوره کمک می‌کنیم. من فکر می‌کنم که همه‌چیز کمک مالی نیست. کمک مالی خیلی مهم است، در خیلی از مسائل حتی لازم است، اما توجه به کودکان کار مهم‌تر است.» صدای دعوا و سروصدای بچه‌ها بالا می‌گیرد. دانه‌کار به وسط بچه‌ها می‌رود تا ببیند سروصدا برای چیست.

سنج‌زنی به‌جای طبل‌زنی
چهار، پنج نفر از بچه‌ها صدایشان را بالا برده‌اند. بحث بچه‌های هیأت برای نوبتی طبل زدن بالا گرفته است. همه دوست دارند که طبل بزرگ را به دست بگیرند. یکی دو نفر از بچه‌های هیأت که بزرگ‌تر هم هستند، اما نمی‌گذارند که کوچک‌ترها به طبل دست بزنند. در این میان، یکی دو تا از پسربچه‌ها اما در گوشه‌ای ایستاده‌اند و به پسربچه‌هایی که باهم بحث می‌کنند، نگاه می‌کنند. یونس رخشانی یکی از آن‌هاست. یونس، با چشمان طلایی‌اش با اخم به بچه‌ها زل زده است. او ده سالش است و در مقطع چهارم درس می‌خواند. یونس دلیل بیرون ایستادن از بحث پسرها را این‌طور توضیح می‌دهد: «من دوست ندارم که طبل بزنم. از همان اول گفتم که می‌خواهم سنج بزنم.» یونس درباره حس هیأت داشتنشان می‌گوید: «خیلی حس عالی دارد، این‌که خودت برای امام حسین (ع)هیأت داشته باشی خیلی خوب است.» سنج‌زن اولین هیأت عزاداری بچه‌های کار، درباره برنامه‌هایی که برای هیأت گذاشته‌اند می‌گوید: «ما برنامه‌های زیادی داریم.

در هیأت سینه می‌زنیم و عزاداری می‌کنیم. بعد هم قرار است در روز عاشورا و تاسوعا، به همه شربت نذری بدهیم.» صدای بچه‌ها دیگر نمی‌آید. بچه‌هایی که تا چند دقیقه پیش صدایشان بالا بود، حالا دارند سنگ، کاغذ، قیچی می‌کنند تا نوبتشان برای طبل زدن مشخص شود! دانه‌کار برای هریک از بچه‌ها که می‌خواهد طبل بزند، زمان طبل‌زنی گذاشته است. در گوشه خیابان خاکی، چند تا از بچه‌ها هم به سرپرستی یکی از اعضای گروه جهادی حنیفا، تمرین نوحه‌خوانی و سینه‌زنی گذاشته‌اند. بعد از مشخص شدن نوبت‌ها، همه اعضای هیأت جمع می‌شوند. وظایف مشخص‌شده و دست هریک از بچه‌ها وسیله‌ای است. یکی طبل، یکی سنج و آن دیگری، پرچم. چند دقیقه بعد، بچه‌ها به خط می‌شوند تا برای بیرون رفتن، آماده شوند. یکی از اعضای هیأت پرچم بلند سبزرنگ را جلو نگه می‌دارد و طبل‌زن‌ها و سنج‌زن به دنبال آن‌ها به راه می‌افتند. بقیه پسرها تقریباً به‌اندازه قد، پشت سرشان می‌ایستند و پرچم به دست، نوحه‌خوانی و سینه‌زنی می‌کنند. یکی، دو تا از دختران کوچک هم با قدم‌های کند، پشت سرشان حرکت می‌کنند. تا از جاده خاکی و باریک که منتهی به کوره عرب شده، به بیرون بروند، پنج‌دقیقه‌ای طول می‌کشد، توی این فاصله، به خاطر سروصدای طبل و نوحه‌خوانی، هم‌بازی‌هایشان از کوره‌های دیگر توی کوچه و خیابان ایستاده‌اند و خیره نگاهشان می‌کنند. پسربچه‌های هیأت سرشان را بالا می‌گیرند و کوبنده‌تر به سینه و به طبل می‌کوبند.

راه‌پیمایی را تا دو، سه تا خیابان خاکی دیگر و نزدیک به دو، سه تا کوره انجام می‌دهند. در طول راه، تعدادشان بیشتر می‌شود و طول هیأت‌شان بلندتر. هم‌بازی‌ها بعد از لحظه‌ای به گروه عزاداری می‌پیوندند. به هر کوره که می‌رسند، لحظه‌ای می‌ایستند و کمی نوحه می‌خوانند و بعد دوباره به راه می‌افتند. نوحه‌خوانی، طبل زنی و سنج‌زنی‌شان هنوز نامنظم است و گاهی با صداهای گوش‌خراش طبل همراه می‌شود، گاهی سنج عقب می‌ماند و صداهای نامنظم ایجاد می‌کند. بعضی مواقع هم اعضای هیأت قسمتی از نوحه را یادشان می‌رود و سکوت می‌کنند. نامنظمی در سینه‌زنی هم وجود دارد. بچه‌های کوره‌های دیگر از همه نامنظم‌ترند، از صف جدا می‌شوند و برای لحظه‌ای کنار می‌ایستند و دوباره وارد صف می‌شوند. در راه برگشت، بچه‌هایی که به آن‌ها پیوسته‌اند به خانه‌شان که می‌رسند، از آن‌ها جدا می‌شوند. هیأت به راه باریک کوه عرب که می‌رسد، همان تعدادی است که نیم ساعت پیش، از همین خیابان خاکی به پایین رفته بود. به کوچه خانه که می‌رسند، وسایلشان را گوشه‌ای می‌گذارند. چندنفری از آن‌ها به طرفی می‌روند تا دوباره تمرین کنند. یکی‌شان داد می‌زند: «ما چرا ریتم نداشتیم؟ نوحه‌مان هم منظم نبود. خانم دانه‌کار باید نوحه را بنویسید تا حفظش کنیم.» مادرها به بچه‌ها فقط لبخند می‌زنند. دانه‌کار و گروهش هم برای به دست آوردن دل بچه‌ها کاغذ و قلم‌ به‌دست می‌گیرند تا برایشان نوحه‌ها را بنویسند. بچه‌ها ذوق می‌کنند. پرنده پر نمی‌زند، خورشید به وسط آسمان رسیده است. هوا گرم‌تر شده است. وقت ناهار است، غذا هم تقریباً آماده است. بچه‌ها اما به صدای مادرانشان که سفره را چیده‌اند، بی‌اعتنا هستند. در سکوت خاکی کوره‌ها، صدای نوحه‌خوانی و سینه‌زنی پسربچه‌ها تنها صدایی است که شنیده می‌شود.


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۲۱:۰۱ توسط:semaccountinggroupep موضوع: